السيد حامد النقوي
110
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
فخار عين مكيدت و اضلال و تلبيس ، و تخديع و تلميع و تدليس پنداشتند ، و از تفضيح اكابر و افتضاح خود باكى برنداشتند . وَ لا يَحِيقُ الْمَكْرُ السَّيِّئُ إِلَّا بِأَهْلِهِ [ 1 ] . و از زبان درازى ، و بى تميزى ، و جسارت ، و مجازفت كابلى در اين باب ، و حيازت قصب سبق ، در تفضيح و تضليل اكابر مشايخ عالى نصاب ، چندان مقام استعجاب و استغراب نيست ، كه هرگز به خدمت مشايخ اسلام نرسيده ، و باخذ و استفاده و تناول اجازه از ايشان مشرّف نگرديده . مقام حيرت و سراسيمگى اين است كه جناب شاهصاحب با اين همه عظمت ، و جلالت و فضل ، و براعت ، و حذاقت ، و نبالت ، و تشرّف باخذ اجازه ، و اتصال سند باكابر اساطين و اسلاف حذّاق ببركت خدمت والد ماجدشان كه خودش در ( ارشاد الى مهمّات الاسناد ) [ 2 ] ( كما سبق آنفا ) حمد الهى بر اتصال سند خود بهفت كس از مشايخ اجلّه كرام ، و ائمه قادهء اعلام ، كه مشهور در حرمين محترمين بودند ، و اجماع بر فضلشان در ميان خافقين واقع شده بجا آورده ، اساطين مشايخ اجازهء والد ماجد خود را ، كه تعظيم و تبجيل آنها مدار ايمان و ايقانشان است ، و والدشان بلكه خودشان هم افتخار و مباهات بر اتصال سند بايشان دارند ، بابلغ وجوه رسوا ساختند . چه ظاهر است كه ابن حجر عسقلانى و سيوطى ، و شعرانى ، و شيخ على شناوى ، احمد شناوى همه مشايخ اجازهء شاه ولى اللَّهاند ، و اينها روايت كتاب ابن عقده مىنمايند ، و اعتماد و اعتبار و جلالت و عظمت آن وا مىسازند ، حال آنكه نزد شاهصاحب نقل از آن عين مكيدت و اضلال و تخديع ، و محض
--> [ 1 ] فاطر : 43 [ 2 ] ارشاد الى مهمات الاسناد في ضمن اصول الحديث ص 1 كما مر آنفا